
امان از این عاشقی که فکرتو میگیره و وقتی دلت سنگ میشه و حالو هوات سنگینه
امان از این تنهایی یه رد پا جای دلم میخوام بگم دوست دارم بدجوری عاشقت شدم
چجوری میتونستی آخه وقتی که میدیدی اشکامو
لحظه های تاریکه شبهام انگار نمیشنیدی حرفامو
میخوام بدونی بعد رفتن چیکار با دله خستم کردی
دنیا رو آشوب میکنم تا یه روزی بازم تو برگردی
تقدیم به نیازم ، همون نیازی که یه وقتی نیاز تنهائیام بود ![]()
برچسب:
نویسنده: کیان رستمی